دكتر ديناني در پايان مقدمه شعاع شمس مي نويسد:

چندى پيش، جناب آقاى كريم فيضى كه نه تنها نويسنده و اهل قلم است، بلكه‏در مورد مصاحبه و گفت‏وگو داراى ذوق خاص بوده، از توانايى ويژه‏اى برخوردار است، خواستار شد كه درباره ديوان شمس، گفت‏وگويى به صورت پرسش و پاسخ بايكديگر داشته باشيم. حقيقت اين است كه چون به سختى و مشكل بودن اين كار واقف ‏بودم، از پاسخ مثبت امتناع ورزيدم و مشكلات اين كار را با ايشان در ميان گذاشتم؛ اما ايشان با تجربه‏هاى فراوانى كه در اين كار داشت و با بسيارى از اهل قلم و نويسندگان ‏بزرگ اين كشور گفت‏وگو كرده و گفت‏وگوهايش نيز قرين توفيق بوده است، بر اصرارخويش افزود و كار گفت‏وگو درباره «ديوان شمس» انجام گرفت.

نكته‏اى كه يادآورى آن لازم به نظر مى‏رسد، اين است كه: پاسخ نگارنده اين‏سطور به پرسش‏هاى جناب آقاى فيضى بالبداهه بوده و فرصت مراجعه به منابع ومراجع و سخن ديگر انديشمندان در اين باب را نداشته‏ام. آنچه در پاسخ به پرسش‏هاآمده، حاصل ذوق شخصى و نتيجه اطلاعات مختصر و غيرمنظمى است كه در اين باب‏داشته‏ام؛ بنابراين احتمال وجود سهو و خطا در اين گفته‏ها بسيار است و ناچار بايد از خواننده آگاه عذرخواه باشم؛ ولى در اين مسئله نيز ترديد نيست كه سخنان‏ژرف و شطح‏گونه، همواره قابل تفسير است و آنچه در اين اثر آمده، نوعى تفسيربه شمار مى‏آيد. البته اين تفسير براساس موازين و قوانين تفسير انجام پذيرفته وآشنايى با نوع تفكر و سنخ انديشه مولوى، يكى از بزرگترين موازين در اين باب ‏شناخته مى‏شود. آشنايى با مبانى عرفانى نيز مى‏تواند در اين كار نقش عمده و بنيادى ‏داشته باشد.